نویسنده :
ممول - ساعت ۱:۱٧ ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳۸۸
امروز به خودم افتخار کردم
. آخه قبلش جینا ( پسر داییم ) بهم افتخار کرده بود.
برام جالبه. به دوست دخترش گفته : یه کم از ممول یاد بگیر. کار میکنه، کلاس زبان انگلیسی میره، باشگاه بدنسازی میره، کلاس زبان اسپانیایی هم میره.
بهش گفتم : آخه عزیزم من پوستم کلفته. خودم گاهی فکر میکنم جزو آدمها نیستم. خسته میشم اما وقتی یه کاری رو شروع کنم ول من نیستم. بعد همه این کارهایی که میکنم خودم دوست دارم و از روی علاقه دنبال میکنم. کسی مجبورم نکرده که...
گفت : به هر حال ما بهت افتخار میکنیم. تقریباً کل پسرهای فامیل پز تو رو به دوست دخترهاشون میدن.
برام جالب بود. ولی خودمونیم ها اگه پررو خودش صبح تا شب سرکار نبود ، فکر نمیکنه یه لحظه هم تحمل میکرد که دوست دخترش اینقدر پرمشغله باشه.