آغازی دوباره

همه چیز آرومه
نویسنده : ممول - ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸۸
 

توی این چند روز همش به مینا فکر می‌کردم. به این که برای تحمل غم ازش دادن همسرش باید چه صبری داشته باشه. خیلی سخته.

*********************************************************

من و پررو هم خوبیم و شاکر خدا. از اول محرم دارم روزه می گیرم. به چه نیتی نمی‌دونم. ولی وقتی روزه می‌گیرم خودم خیلی آروم می‌شم. نمی‌دونم چه حسیه. اما دوستش دارم. خدا رو شکر فعلاً همه چیز خوبه. فقط آقای پررو خان یه کار بزرگ برام درست کرده. مجبور شدم کمدم رو خالی کنم. تمام وسایلام توی اتاقم رو تختم مونده. خدایا کی می‌رسم جمعشون کنم؟